جمعه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۷

Jesus Moroles جسوس مورالس

آقای جسوس مورالس مجسمه ساز آمریکایی متولد ۱۹۵۰ در تگزاس هستند و همون طوری که از عکس ها استنباط میشه ایشون گرانیت میخورند و گرانیت می‌آشامند!
اکثر کار های این مجسمه ساز از سنگ گرانیت ساخته شده. البته تا کسی با گرانیت کار نکرده باشه متوجه نمیشه که منظور من از خوردن سنگ چیه!
سنگ گرانیت بر خلاف مرمر که راحت برش میخوره و نرم هست، از استحکام بسیار زیادی برخورداره و سخت ترین ماتریال سنگ برای مجسمه سازی به شمار میاد.(سختی به معنی استحکام)
بنابر این مجسمه هایی رو که عکسش رو در زیر می بینید برای هر برش ۳۰ سانتیمتری ناقابل حداقل بیست دقیقه زوزه دیسک سنگ بر رو به آسمون بلند کرده!
و صیقل دادن هم که به جای خودش! ولی لرومی نداره که نگران آقای مورالس باشیم و بهتره به این فکر کنیم که کارگر های کارخونه سنگ بری بیمه درمانی داشتند یا نه!



هر ماتریالی به اصطلاح زبان خاص خودش رو داره که اگر بتونید زیبایی نهفته در ترکیب و بافت های اون ماتریال رو پیدا کنید این باعث اعتلای نمایشی فرم و زیبایی کار میشه.
و در این سری مجسمه ها همون طور که ملاحظه می‌کنید مجسمه ساز با دادن برش ها و صیقل دادن سطوح بزرگ کار، یا با بریدن و پراندن سطح سنگ هماهنگی بین فرم ها و ماتریال به کار رفته ایجاد کرده که همین باعث تاثیر گذاری هرچه بیشتر این مجسمه ها میشه.

بیوگرافی و عکس های بیشتر در
artnet

برچسب‌ها: , , , ,

جمعه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۶

نیمه تمام ۲





برچسب‌ها: , ,

پنجشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۶

باز هم همون مجسمه...

باز هم همون مجسمه...
تاحالا شنيده بوديد که مجسمه سازی موقع کار از مردم نظر بخواد؟اين هم از فوايد تکنولوژی مدرن + يک مجسمه ساز خل!!!
از همه اون هايی که اومدند و ديدند، و از اون هايی که هم ديدند و اونقدر اعتماد به نفس داشتند که نظرشون رو هم نوشتند خيلی تشکر ميکنم.
اين بار بيشتر روی مجسمه کار کردم و ظريف ترش کردم ولی هنوز هم از کار راضی نيستم...
يه توضيح کوچولو هم بدم که دست راست رو جمع کرده، که تو اين يکی عکس بهتر معلوم ميشه.




( در ضمن اين رو هم اضافه بکنم که تا حالا نديدم کسی پای مجسمه شلوار بکنه!!)



برچسب‌ها: , ,

پنجشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۶

What do you think?

آهای تويی که پشت کامپيوترت نشستی! يه چيزی هست که ميخواستم نظرت رو راجع بهش بدونم.
اوّل از همه يه نگاهی به اين مجسمه بنداز، چی فکر ميکنی؟

مسئله اينه که من اين کار رو بد از چندين بار خراب کردن و از اوّل ساختن در عرض نيم ساعت ساختم.
و علّت اين که اين اين همه ساختم و خراب کردم هم اين بود که استادم که در ضمن به گردن من واقعاً حق داره و همه چيز رو ازش ياد گرفتم (که اتفاقاً بابام هم هست!!!) هردفه با افسوس يه نگاه به مجسمه بعد يه نگاه به من مينداخت ميگفت:
"نه حبيب، ...جذاب نشده! هم کار رو خراب ميکنی هم ايده ات رو"
من هم که همش عجله دارم اين کار رو تموم کنم و از کنده درختی که مدتهاست داره وسوسم ميکنه، بتراشم....

حالا من ميخواستم نظر تو، دوست عزيز رو هم بدونم. واقعاً چه احساسی داری وقتی که به اين کار نگاه ميکنی؟

البته اين رو هم بگم که کار نصفه کاره هست، هنوز دست ها يا سر رو کار نکردم، فقط تنه رو ساختم.

برچسب‌ها: , ,